یادداشت| مالیات، بهانه ای برای مردمی‌سازی اقتصاد


خبرگزاری تسنیم، داستانی که با خون آغاز شد!

« 110 سال پیش از امروز و حدود چهارسال پس از پیروزی انقلاب مشروطه، در پانزدهم بهمن 1298(ه.ش)، ساعتی مانده به غروب، دو نفر که یکی‌شان گرجی_روسی‌ای به نام ایلاریون و دیگری ارمنی‌ای به نام ایوان بود، سرنشین کالسکه را به گلوله بستند و فرار کردند. کسی که پیکر غرق در خونش در کف کالسکه افتاده بود، مرتضی قلی‌خان هدایت، معروف به صنیع الدوله، وزیر مالیه وقت بود. صنیع الدوله زمانی که ترور شد، وزیر مالیه بود و دست در کار تدوین بودجه‌ای داشت که برای نخستین بار به شیوه‌ای نو و با تکیه بر اصول قانون اساسی مشروطه تهیه شده بود؛ بودجه‌ای که نه تنها در قالب و شکل«نوین» به شمار می‌رفت، که استقرار آرمان مشروطه در «به قاعده و نظم کشیدن سلطنت مطلقه» را متجلی می‌کرد. این‌گونه است که در ایران، «بودجه‌ریزی» در قامت نوین خود با قتل و ترور آغاز می‌شود و پیراهن خون آلود صنیع الدوله پرچمی است در آغازین گام بودجه‌ریزی که به ندایی بلند فریاد می‌زند: به رسمیت شناختن حقوق شهروندان بر منابع عمومی و به قاعده درآوردن فرایندهای مالی و در یک کلام، تلاش برای پیوند‌زدن مالیه عمومی به آبادانی کشور، با مخالفت‌هایی در سطح ترور و خون‌ریزی مواجه است! سؤال پیش می‌آید که چرا« تنظیم امور مالیه عمومی» یا «اصلاح نظام بودجه‌» باید چنین واکنش‌های خونین و سرسختانه‌ای داشته باشد؟ مگر در بهبود مالیه عمومی چه نهفته است که وزیر مسئول تهیه آن را ترور می‌کنند و تلاش در اصلاح آن براساس قانون اساسی مشروطه، آنچنان به مذاق بعضی دولت‌ها ناخوش می‌آید که حتی حاضر به لشگرکشی می‌شوند؟….»

از پدیدار تا نهادی اجتماعی

فلاسفه معتقدند پدیده، هر آن چیزی است که قبلاً نبوده و سپس در عرصه‌ی وجود یا ادراک ظاهر می‌شود؛ یعنی بر خلافِ «وجود ازلی» یا «حقایق ثابت»، پدیده چیزی است که «حادث» است، آغاز دارد، و به چشم می‌آید. در فلسفه‌ی اسلامی، به این حالتِ «حادث» بودن می‌گویند: چیزی که مسبوق به عدم است و سپس موجود می‌شود.

مالیات هم یک پدیده است؛ نه امری ازلی. در تاریخ بشر، روزگاری بود که چنین چیزی وجود نداشت و زندگی جمعی بیشتر بر اشتراک منابع یا غنائم می‌گذشت. اما از آن زمان که نخستین حکومت‌ها در بین‌النهرین، مصر یا ایران باستان شکل گرفتند و نیاز به تأمین هزینه‌ی جنگ‌ها، ساخت راه‌ها و اداره‌ی امور عمومی پیدا شد، مالیات به‌عنوان یک واقعیت نوظهور پدیدار گشت؛ از همان لحظه‌ای که مردم پذیرفتند بخشی از دارایی خود را به حاکم بسپارند، رابطه‌ای تازه میان جامعه و حکومت متولد شد و این یک جهش اجتماعی بود؛ این لحظه همان «پدیدار شدن مالیات» است. وقتی مردم و حاکمیت بر سر یک مبادله‌ی اجتماعی (قدرت در برابر منابع) توافق کردند؛ رابطه‌ای که از آغاز تا امروز بر مدار عدالت یا بی‌عدالتی سنجیده می‌شود.

مالیات اگرچه در نگاه اول اقتصادی به‌نظر می‌رسد، اما این تنها یکی از چهره‌های آن است. اقتصاددانان از مالیات به‌عنوان ابزاری برای بازتوزیع ثروت و تنظیم بازار سخن می‌گویند؛ حقوقدانان آن را در قالب قوانین و ضمانت اجرا تعریف می‌کنند؛ حسابداران و مدیران مالی آن را به ردیف‌های بودجه و دفاتر ترازنامه فرو می‌کاهند؛ سیاستگذاران نیز آن را در قالب تصمیم و برنامه به کار می‌گیرند. اما حقیقت این است که همه‌ی این‌ها صرفاً زبان‌ها و ابزارهای متفاوت برای توصیف و مدیریت مالیات‌اند، نه تعریف ذات آن. ذات مالیات چیزی فراتر از اینهاست: مالیات پدیده‌ای اجتماعی است. زیرا تنها در بستر رابطه‌ی مردم و دولت معنا می‌گیرد؛ جایی که احساس عدالت یا بی‌عدالتی، اعتماد یا بی‌اعتمادی، همراهی یا مقاومت، سرنوشت آن را تعیین می‌کند. اقتصاد، حقوق و حسابداری هر کدام سازهایی در این ارکستراند، اما آنچه شنیده می‌شود، یک سمفونی اجتماعی است؛ و بدون همراهی مردم، این سمفونی اساساً به صدا درنمی‌آید.

گسترش مؤدیان، پاسخگویی حکمران

شاید بهتر باشد بعد از مقدمه‌چینی کمی پا را فراتر گذاشته و به طور صریح، ادعایی قوی‌تر داشته باشیم. ادعا این است که مالیات نه تنها یک پدیده اجتماعی است، بلکه به واسطه ماهیت اینچنینی آن، از اساس یک ابزار مهم جهت دموکراتیزه کردن ملت‌هاست. «مالیات» و در یک دایره شمول گسترده‌تر و نهادی یعنی«نظام مالیاتی»، یکی از مصادیق واضح و عینی مشارکت دادن مردم در اقتصاد کشور است؛ البته مهم است که تعریف ما و تصور ما از نظام مالیاتی چگونه باشد.

بر اساس تعاریف اصلی، نظام مالیاتی از قضا شامل تأمین اجتماعی، مالیات‌های منفی یا به عبارتی سوبسیدها(یارانه‌ها) هم می‌شود و بسته مالیاتی که مورد اشاره ماست چنین نظامی است که در کشور ما چندی است نظام مالیاتی_رفاهی عنوان می‌شود. در چنین فضایی دستگاه حکمران بدون اغراق یا به سمت عدالت پیش می‌رود یا به سمت ناعدالتی حرکت می‌کند و با تضییع حقوق مؤدیان دچار تبعیض هم می‌شود؛ و از این حیث به شدت مورد مطالبه مردم واقع می‌گردد. با افزایش هرچه بیشتر شمار مؤدیان مالیاتی یا به عبارتی دیگر گسترده‌شدن چتر مالیاتی، ساختار دولت_ملت دچار تنیدگی بیشتری می‌شود و مسلم است که تکلیف دولت سنگین‌تر.

حال دیگر آینده دولت، برنامه‌های دولت برای مردم ملموس‌تر و مهم‌تر می‌شود چراکه دولت به سبب امانتی که از مردم نزد خودش دارد، باید به مثابه یک وکیل مدافع مورد اعتماد، هم امورات عامه مردم را مرتفع کند و هم اینکه به طور دائم پاسخگو باشد. در چنین وضعیتی گزافه نیست که بگوییم مالیات، ابزار، سیاست، خط مشی یا خیلی ساده‌تر شاید بتوان گفت بهانه‌ای است موجّه، قابل دفاع و اجتناب ناپذیر برای مردمی‌سازی اقتصاد.

سیدحسین هژبری – پژوهشگر حوزه مالیات و اقتصاد بخشِ عمومی

 

انتهای پیام/

تماس با مشاور مالیاتی
0910 621 5010


منبع