خرازیها؛ هزارتوی دکمه، زیپ و تضاد انبار
در خرازی، “شمارش” غیرممکن است. چطور میتوان هزاران دکمه ریز را شمرد؟ چالش اصلی مالیاتی اینجا “قیمتگذاری” نیست، بلکه **«کنترل مقداری انبار»** است. وقتی خرید شما “وزنی” است و فروش شما “عددی”، اداره مالیات منتظر است تا اختلاف این دو را به عنوان “کتمان فروش” جریمه کند.
گرههای کور مالیاتی (کجا گیر میکنیم؟)
۱. بحران تبدیل واحد (Unit Conversion Crisis)
شما کش را به صورت “کیلویی” از بازار تهران میخرید، اما به مشتری “متری” میفروشید. دکمه را به صورت “قراصه” (Gross – ۱۴۴ عدد) یا “دوجین” میخرید، اما دانهای میفروشید.
خطر: اگر در نرمافزار حسابداری «ضریب تبدیل» (Conversion Rate) تعریف نشده باشد، سامانه انبار شما در پایان سال نشان میدهد که ۵۰ کیلو کش خریدهاید و ۰ کیلو فروختهاید (چون خروجی به متر بوده). ممیز این ۵۰ کیلو را موجودی پایان دوره فرض میکند و سود شما را مصنوعی بالا میبرد!
۲. فاکتورهای بیهویت بازار بزرگ
بسیاری از اقلام ریز خرازی (پولک، منجوق، یراق) به صورت قاچاق یا از تولیدیهای زیرپلهای تامین میشود که فاکتور رسمی نمیدهند.
چالش: شما کالا را میفروشید و درآمد شناسایی میکنید، اما “هزینه خرید” قابل قبولی برای ارائه به دارایی ندارید. نتیجه؟ سود شما روی کاغذ ۱۰۰٪ محاسبه میشود و مالیات وحشتناکی میپردازید.
📏 استراتژی استانداردسازی “واحد دوم” (Inventory UOM)
برای حل مشکل انبارگردانی، شما نیاز به تعریف **«واحد سنجش فرعی»** در نرمافزار دارید. اما نکته مهمتر، نحوه برخورد با **«تلورانس تبدیل»** است.
در خرازی، وقتی یک توپ پارچه ۵۰ متری باز میشود و خردخرد فروخته میشود، همیشه تهِ طاقه مقداری “پرتی” دارد یا ممکن است واقعاً ۴۸ متر بوده باشد نه ۵۰ متر.
تکنیک وکیل مالیاتی (روش ضریب مصرف):
به جای اینکه سعی کنید تکتک سانتیمترها را ردیابی کنید، برای هر کالا یک **«درصد نرمال ضایعات برش»** (مثلاً ۲٪ برای روبان و توری) تعریف کنید. در پایان هر فصل، یک سند حسابداری با عنوان “کسری نرمال ناشی از برش” صادر کنید تا موجودی سیستم با موجودی واقعی قفسه همخوان شود. این سند اگر با استانداردهای صنفی همخوانی داشته باشد، مورد قبول ممیز است و از جریمه کتمان فروش جلوگیری میکند.
مدیریت کالاهای “دموده شده” (Fashion Obsolescence)
در خرازی، مُد میآید و میرود. دکمههای نئونی که پارسال مد بود، امسال زباله است.
تکنیک اجرایی:
انبار کردن این کالاها یعنی پرداخت “مالیات بر دارایی راکد” (تورم موجودی در ترازنامه). راهکار؟ برگزاری **«حراج انبارگردانی»** با فاکتور رسمی یا تنظیم **«صورتجلسه کاهش ارزش موجودی»** (Inventory Write-down). طبق استاندارد حسابداری، اگر ارزش بازار کالا (Net Realizable Value) از بهای تمام شده کمتر شد، شما حق دارید این زیان را شناسایی کنید و از سود مشمول مالیات بکاهید. این کار را هر سال قبل از بستن حسابها انجام دهید.
-
📦
تعریف گروههای کالایی کلی (Generic SKUs): به جای تعریف ۱۰,۰۰۰ نوع دکمه (دکمه قرمز، دکمه آبی…)، از گروههای کلی مثل “دکمه فلزی”، “دکمه پلاستیکی”، “زیپ مخفی” استفاده کنید. این کار مغایرت انبار را به شدت کاهش میدهد و حساسیت ممیز روی جزئیات را کم میکند. -
🧾
فاکتورهای تجمیعی (برای تولیدیها): اگر مشتریان شما مزونها و خیاطها هستند، آنها معمولاً فاکتور رسمی نمیخواهند. مراقب باشید! واریزیهای آنها به حساب تجاری شما باید با یک فاکتور متناظر باشد. میتوانید از کد “مشتری عمومی/مصرف کننده نهایی” استفاده کنید، اما سقف آن را رعایت کنید. -
⚖️
تفکیک کالاهای مشمول و غیرمشمول: اکثر اقلام خرازی مشمول ارزش افزوده هستند، اما برخی اقلام خاص (مثل برخی نخهای پنبهای خالص یا الیاف خام) ممکن است معافیت داشته باشند. در کدگذاری مالیاتی دقت کنید تا ۱۰٪ اضافه نپردازید.
خرازی شغلی پر از جزئیات است؛ حسابداری آن هم باید “کوکِ ریز” بخورد. ما به شما کمک میکنیم تا ریزترین اقلام انبارتان هم حسابوکتاب قانونی داشته باشد.
💎 استراتژی الماس: “بستهسازی (Bundling) برای فرار از ریزفروشی”
فروش “یک عدد زیپ” یا “دو عدد دکمه” در سامانه مودیان و صدور فاکتور الکترونیکی برای آن، هم زمانبر است و هم هزینه اجرایی دارد.
تکنیک هوشمندانه: تعریف کالاهای ترکیبی (کیت).
به جای فروش تکقلمی، اقلام را به صورت **«پک خیاطی»** یا **«ستِ دکمه و نخ»** تعریف کنید.
مزیت مالیاتی:
۱. تعداد ردیفهای فاکتور در سامانه مودیان به شدت کاهش مییابد (کاهش ریسک خطا).
۲. میتوانید روی “پک” قیمتگذاری جدیدی انجام دهید که حاشیه سود واقعی تکتک اقلام در آن پنهان شود (Blind Pricing). این کار باعث میشود ممیز نتواند به راحتی قیمت خرید تکتک اجزا را با قیمت فروش پک مقایسه کند و ایراد بگیرد.


